۱ـ چهارپاره )

 

گاهی به رعد و برق ها شک می کنم به

به ارتباط سیم های ناموازی

امشب به جریان های ابری فکر کن تا

شاید مدار تازه ای از غم بسازی

 

از رشت باران را گرفتند و چه مانده

جز چشم های ابری این کوچه های ...

در هر قدم می ترسم از می ترسم از ترس

ترس از نگاه سمی آلوچه های ...

 

می ایستم ثابت کنم این شهر من نیست

شهر من از آزادی و لبخند می ریخت

آن وقت ها امید به یک روز روشن

از جیب جیب دزدها در بند می ریخت

 

از زخم های مردم این شهر هرگز

شب هیچ چیزی در دل خود حک نکرده

تو یک مدار تازه تر از غم بکش تا

تاریخ را جغرافیا کوچک نکرده!

 

شب هیچ موقع حس نکرده درد یعنی

بی خوابی من زیر سقفی از نداری

تو پلک های کوچکت را قفل کردی

که چی ؟ نبینی ؟ یا درون خود بباری ؟

 

من از لباس تازه ی شب بیم دارم

نگذار این آلودگی دامن بگیرد

تو لامپ های کوچک ده را بیافروز

که ده نباید در سیاهی ها بمیرد!

 

شهر من از بغض زمین خیس است گاهی

در آسمان غصبی فردا شناور

در فکر امواجی که باران را گرفتند

در فکر جنگ پاسبان ها با کبوتر

 

شهر من از بی قدرتی مدیون گرگ است

نوزادهای کوچکش را دزد برده

دور از نگاه ... آسمان تن می فروشد

به برج های پر نفوذ دست خورده !

 

در سیم هایی که تو را در دست دارند

جریانی از اعماق قلبم رفت و برگشت

تو رفته ای اما من این جا در کنار

گهواره ی غمگین شهر کوچکم، رشت ...

 

" چارپاره ای از مجموعه شعر « پلک های قفل شده »  آزاده بشارتی "

 

۲ ـ غزل )

 

این دفتر گشاده ی افتاده روی میز

گویی لب شماست که آماده روی میز

وقت غذاست ، ساعت ... فرقی نمی کند

وقتی تو چیده ای عسل و باده روی میز

انگار من مسافر دور لب توام

مقصد نشسته پیش من و جاده روی میز

شاید منم که توی خودم حرف می زنم

این دفتر این چهل ورق ساده روی میز

یا نه تویی که سرخ شدی در لبان خود

ـ تصویر شاعرانه ی لم داده روی میز ـ

یک استکان لبالب از آن لب به من بده

لب سوز باش ساکت و آماده روی میز

 

این دفتر گشاده مرا حرف می زند

گویی لب شما غزلی زاده روی میز .

 

" غزلی از مجموعه « من شاعرم همیشه ،کمی هم کبوترم » محمد ارثی زاد "

 

سلام دوستان عزیز و همراهان همیشگی کوچه باغ .

بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از ۱۴ تا ۲۴ اردیبهشت ماه در مصلای تهران برگزار می شود .

قبل از شروع نمایشگاه کتاب، دوباره کوچه باغ بروز می شود و اگر بتوانم تعدادی از کتاب های دوستان شاعر را خدمت علاقه مندان به کتاب های شعر معرفی می کنم . از همه شما دوستان عزیز هم می خواهم در قسمت نظرات کتاب های مورد علاقه اتان را (شعر ، داستان ، ...) معرفی کنید تا همه دوستان بتوانند استفاده کنند . نام کتاب و نام نویسنده و در صورت اطلاع نام ناشر را ذکر کنید . با تشکر .